در جغرافیای جهان، مثلث برمودا در شمال دریای کارائیب قرار دارد. چند و چون و صحت و سقم آن در صلاحیت دانشمندان مربوطه است و نه ما. اما یک مثلث برمودای دیگر هم در جغرافیای سیاسی جهان وجود دارد که درون وزارتخارجه آمریکا می باشد. چون موجودیت این یکی مستقیما به سرنوشت ملک و ملت و نیروی پیشتاز آزادی ستان آن مربوط است، بنابراین ما نمی توانیم بی خبر و جاهل از آن باشیم.

چون نیک بنگریم، چهل سال است که این مثلث برمودا در دولت های هردو حزب آمریکا به حساب وزیر و رییس جمهور ایفای نقش تعیین کننده داشته است. نگارنده به عمر خود سراغ ندارم که رژیمی دیکتاتوری تا بدین حد تحت حمایت مستقیم یا غیرمستقیم قرار گرفته باشد تا چه رسد به رژیم بنیادگرای توسعه طلب و فتنه انگیز ملایان حاکم. نباید نادیده گرفت که این رژیم از آغاز مطلوب و مورد حمایت فراماسیون جهانی بوده است. بیاد دارم که اسماعیل رائین که پژوهشگر مسایل فراماسونی بود، تصمیم داشت که لیست فراماسونرهای ایرانی را مکتوب و توسط انتشارات امیرکبیر منتشر کند. اجل حاکم شده بر ایران به او مجال نداد و مرگ مفاجایش در رسید. همگان می دانند که به تدریج رژیم ملا – پاسدار بخشی از مافیای جهانی هم شد.
 این مثلث برمودای سیاسی بود که بنام ریگان، مک فارلن را با کیک و کلت و انجیل راهی تهران کرد. این مثلث برمودا بود که نابودی ۲۰۰ تفنگدار آمریکا توسط رژیم را نادیده گرفت. مگر می شد که جرج بوش با بودن ۱۲ سازمان اطلاعاتی آمریکا و اطلاعات وسیع بریتانیا نداند که برداشتن صدام حسین در عراق چه عوارض جبران ناپذیری به سود رژیم خمینی در پی خواهد داشت؟ هیچ دولت ابلهی بدون مطالعه همه جانبه اقدام به یک عمل مهم نمی کند. کردند و راه برای اشرار حاکم باز شد، راهی که طی هشت سال جنگ میهن سوز آن را بدست نیاوردند. جرج بوش در بیان دم از مثلث شرّ می زد که یک ضلع عمده آن یعنی رژیم. اما در عمل عراق را جولانگاه آدمکشان رژیم کردند. مقاومت سرفراز ایران زمین را قربانی این سیاست ننگین و بس شیطانی یک اتحاد نامقدس کردند که همه می دانیم. این مثلث برمودای کذایی بود که طی چهل صفحه تحریفات و جعلیات خودفروختگان به رژیم «مستند سازی!!!» کرد تا پرزیدنت کلینتون مقاومت ایران را در لیست تروریستی بگذارد تا آخوند خاتمی را خوش آید. علمدار این سیاست ضد مردمی دموکرات های آمریکا و اروپا شدند (منهای شخصیت های مستقل اندیش).
 دو سال است که برخلاف روال معمول، ما با پرزیدنتی مصمم و صاحب اراده روبروییم که در محاصره همه جانبه فشارها و موانع کوشیده است خلاف جریان آب شنا کند. آقای ترامپ و تیم ایشان یک فرصت تاریخی ست برای ملت ایران. این دولت تا به امروز بر یکی یکی موانع و مخالفت ها غالب آمده است اما بنظر می رسد که مثلث برمودا از نقش آفرینی های آنچنانی اش باز نمانده است. آقای ترامپ و مشاور عالی آقای جان بولتون و وزیر خارجه آقای پمپئو پیوسته از مردم ایران سخن می گویند و اینکه علیه رژیم حاکم با مردم هستند اما گویی در عمل قفل و چفت و بستی مانع است تا دولت بتواند حمایت خود را به طور رسمی از نمایندگان همین مردم اعلام کند. انگار که رژیم، اپوزیسیونی توانا و آزمون پس داده ندارد. چگونه ممکن است که حمایت کننده مردم باشی و چنین بنمایی که ملتی ابتر است!؟. هیچ تحریمی و هیچ ضربه یی کارا تر از اخراج رژیم نامشروع آخوندها از ملل متحد و به رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران نیست. به راستی با حضور دولت توانمند و قاطع آقای ترامپ چه چیز و چه عاملی مانع چنان ضربه خوردن رژیم شده است؟ باید گفت همان مثلث برمودا که چنان در دل وزارتخارجه آمریکا جا خوش کرده که می تواند دست و بال آقای وزیر را هم ببندد.
 این روزها که کنفرانس ورشو در پیش است از آخوند شیاد روحانی گرفته تا دیگران چراغ سبز آمادگی برای مذاکره با آمریکا می زنند. درست است که تنگناها از هر حیث خفه کننده است اما باید هوشیار بود که این چراغ زدن ها برای سرد کردن تنور داغ کنفرانس ورشو است تا در دست حامیان رژیم که آنجا حضور خواهند یافت کارتی برای تعدیل تصمیمات علیه ملایان باشد. و نیز چون دولت آمریکا را مصمم به تشکیل ناتو منطقه دیده اند، چراغ های سبز شیطانی شان بکار افتاده است.
 بین الدول باید بداند که آنکه در هر شرایط نا مساعد و سخت دشوار برای ادامه نبرد با رژیم فاشیستی حاکم ایستاده و هرگز زانو خم نخواهد کرد همانا مقاومت ایران است. باید بدانند که این دژ استوار را نمی توانند نادیده گرفته و از بالای سر آن به معامله یی سوداگرانه دست یازند.