گرچه خلافت جهل، جنگ و جنون جلادان و دست آموزان افسارگسیخته شان سرزمین و مردم ستمدیده ایران را چهل سال آزگار به بند کشیده و رکورد جنایات حکومتهای تاریخ جهان را پشت سرنهاده اما زنهار اگر کسی ساده دلانه تصور کند که غولان آدمخوار را هیچ کس نیز به مصاف برنخاسته و در مقابلش قد علم نکرده است.

طی سالها انواع دسته ها و گروه های چپ نما، راست یا کمتر راست، اصحاب میانه رو عملاً دوستدار عدو، سبز و رنگارنگ جملگی بهر حال گاه و بیگاه برحسب گردش زمان و چرخش عقربه قدرت دوران حی و حاضر با چهار یا چهل عضو فرتوت فعال یا مرعوب و نوپا با صدور بیانیه یا بیان چهارصد، چهارهزار، چهار صد هزار، چهار میلیون و شاید بیشتر واژه های دلپسند، به سهولت و سادگی، آلترناتیوی از نوع ” همه با هم “ خلق و حضورش را در بوق و کرنا هم دمیده و بدین وسیله به مصاف هیولای بنیادگرای قرن برخاسته اند؟!! اما ازآنجا که با افسوس” نه از تاک نشان مانده نه از تاک نشان “، همگان پا در هوا و بی انگیزه و هوای عمل و کاری کارستان، ناگزیر اگر نه مستقیم و هم کاسه با فاشیسم اما در همه حال یکسر بی ضرر و ”کبریت بی خطر“ برای رژیم. تازه اینهمه غیر از مزدوران و مزدبگیران پیوسته حاضر به یراق است که اغلب در اوج خیزش و اعتراضات، در هنگامه فعالیت کانونهای شورشی و بخصوص حالا در فصل بلوغ و گسترش آنها منجر به قیام قرین، باز ” پنجره های رو به خانه پدری؟! “ را حسابگرانه گشوده تا به بهانه تشویق پسر گنده ناخلف بخاطر نبش قبر و انتشار خاطرات دور و دروغ که با ” سونداژ بابای روان فرتوت و تی وی میهن فروش“ بعمل آمده است، علاوه بر تأمین اضافه دستمزد خدمات ویژه، نقش داروی آرامبخش را نیز برای تسکین ” برادران دست چندم “ رژیم پا به گور ایفا کند.
از همین بابت از قضا، جدا از هجوم چهل ساله و جنون آمیز ایلغار خمینی به ایران و جنایاتشان در حق همه اقشار مردم ایران و انتساب آن به مجاهدان که با فدای جان و توش و توان به گونه ای افسانه ای و غول آسا به مصاف غاصبان ایران برخاسته و به سرنگونی آنان عهد بسته اند، باید به هجمه هراس آلود مدیای فارسی یا فرنگی زبان نیز پرداخت که در برنامه های گوناگون ضمن بحث و بررسی هر سوژه و مطلبی در رابطه با ایران یا دیگران اما با یا بی دلیل موضوع را بهر حال به نوعی با مجاهدین پیوند داده و با جذر دروغ در وقاحت ـ از نوع فقاهت خمینی ـ و به ضرب شارلاتانیزم ـ از نوع آخوندی ـ میخواهند به شنوندگان یا خوانندگان در سده بیست و یکم حقنه کنند که مجاهدین در ایران نه پایگاه مردمی و نه محبوبیت دارند ـ با آمار دریافتی از لای عبا یا شکاف ردای ولایی؟!! ـ یا اینکه مجاهدین از برنامه های سالیانه و تظاهراتشان که صدها نفر را با تطمیع و دستمزد جمع میکنند با فتوشاپ، تصویر صد هزار نفری میسازند و غیره ـ که این نیز جز از متن قبا یا قپه اصلاح طلب ـ اصولگرا نشت نمیکند که گرچه ماجرایش البته مدتهاست تمام شده اما خوراک دندان گیری برای استعمار و ارتجاع است؟!! ـ تا مجاهدین را آگاهانه و عمداً حتی آلترناتیو مفروض نیز ندانسته و بی اعتنا به کشتار، سرکوب و فقر هولناک گریبانگیر همه اقوام و اقشار مردم، جنگ و صدور تروریسم، همچنان برای” پاسداری “ از ارزشهای ولایی حتی تحریم ساخت بمب اتمی و قطع منابع مالی صدور تروریسم رژیم توسط پرزیدنت ترامپ را هم مذموم دانسته و به بهانه جنگ مجهول آنرا تخطئه کنند مبادا انگیزه و دلگرمی مردم به خیزش و قیام پیگیر، نفوذ مجاهدان و سرنگونی تام و تمام جنایتکاران بنیادگرای مذهبی را برخلاف منافع صدها ساله آنها محقق سازد اما شرایط جاری سیاست جهان و اوضاع فراسوی آشفته ملایان، به اتکاء فعالیتهای کانونهای شورشی و ضریب ارتش آزادی، روزگار خجسته دیگری را برای میهن و مردم در بند گواه و نوید میدهد که با استناد به سخنرانی مریم رجوی در تیرماه ۱۳۹۷: ”صنعت آلترناتیو سازی مجازی و مونتاژ، این روزها در بازار سیاست رونق پیدا کرده است البته با کپی چسبان که این هم از علایم پایان دوران این رژیم است“.