هفته گذشته مقاومت ایران شاهد برگزاری کنفرانس و مراسم عظیم ۵ روزه ایران آزاد در اشرف ۳ (آلبانی) بود.

آنچه که در این ۵ روز اتفاق افتاد و همگان شاهد و ناظر آن بودند را باید دانست و فهمید تا بتوان ارزش آن را بخوبی درک کرد.

آنچه که در نگاه اول خیره کننده بود، چهره ظاهری اشرف ۳ و اینکه چطور مجاهدین با امکانات محدود و صرف میلیونها ساعت کار توانستند توانایی خود را، به شهادت ناظرین و میهمانان خارجی که سالهای پیش از این نیز در اشرف ۳ حضور داشتند، به اثبات برسانند که این پیش درآمدی است برای بازسازی و آبادی ایران آزاد فردا.

براستی این چه رمز و رازی است که تنها مجاهدین را قادر به انجام چنین کارهای شگفت انگیز می کند؟
پاسخ رسیدن به این پرسش کوتاه اما گویاست: عشق به حقیقت و ایمان به تغییرهمه چیز.

مجاهدین قبل از هر چیز عاشقند، عشق رسیدن به آزادی، برخاسته از یک باور قلبی عمیقا استوار، که به آنها جهت می دهد.

شجاعت مبارزه، مبارزه شجاعانه با از خودگذشتگی، از مرگ نهراسیدن، هنگامه خطر چشم فروبستن و رها از نومیدی در دل و ذهن و تسلیم شدن، ارزشهایی هستند که مجاهدین معنا ومفهوم آن را بخوبی صیانت کرده اند.

هنر مجاهدین دوباره برخاستن است، آنگاه که هیچ روزنه امیدی در پس دریای آشفته و اقیانوس متلاطم شرایط و حوادث، بیرون از اراده آنان، متصور نیست، نه تسلیم که برخاسته در برابر سرنوشت و تقدیر برای تغییر آن.

پیشینه مبارزاتی مجاهدین از زمان بنیانگذاری آن تا به امروز و قطعا تا فردای پیروزی، پر بوده از نمونه هایی از تلاش، پاکبازی و ایمان قوی در راه تغییر آنچه که بوده و هست به آنچه که محکوم به شدن می باشد.

آنچه که طی ۴۰ سال گذشته بر مجاهدین رفته، ظلم ها، مشقت ها و چالش ها، را باید دانست و همواره بازخوانی کرد، چرا که بدون درک آن، فهم حقیقت سیاسی برآمده از ایمان حقیقی مجاهدین، امکان پذیر نیست.

مجاهدین به پهنای تاریخ مبارزات خود ابراهیم گونه از دل آتش هجوم وحشی چماقداران و گزن بدستان، حبس و اسارت و تخت های شکنجه و اعدام و در برابرتوطئه های ننگین و رنگین اصحاب قدرت و بمباران و موشک باران و دیگر جنایات، با قدرتی درونی، که فراتر از هر ایده و یا باوری است، عبور کرده اند، به استقبال هر خطری رفتن در راه وفاداری به آرمان خود.هر مانعی را پلی ساختن برای پیروزی.

با ایمان مجاهدین، همه چیز معنای جدیدی بخود می گیرد. ایمانی قوی و تزلزل ناپذیر که اطمینانی است برامید.
ایمان و اعتقاد راسخ به رهبری پاکباز و مریم رهایی و امید به ایران آزاد فردا.

مجاهدین خود خواسته، توانستند به بهانه آزادی و به بهای فدای حد اکثری در نقطه ای بایستند که امروز ایستاده اند و این گونه اعتلا یابند.

چه زیباست، غرور و افتخار دوست، خشم و سوزش دشمن و سکوت تهوع آور هرزه گویان و قلم بدستان مزدور از ماندگاری و پایداری مجاهدین.

در انتها، سخن از مجاهدین از نگاه و زبان دیگران و آنطور که آنان مجاهدین را شناخته اند و پی به رمز و راز ماندگاری آنان برده اند ( تنها نمونه ای چند)، که ازهرگونه تفسیری بی نیازمی باشد.

دکتر سمیه الجدور:
"من از شما آموخته ام که پایداری پاسخ همه چیز است. پایداری باعث بازگشت امید ها می شود...."

ماریا کاندیدا آلمیدا:
"اهداف شما اهداف من است، شما تعهد و فداکاری نشان دادید..." بر سر در اشرف ۳ نوشته شده است: "از آن ماست پیروزی، از آن ماست فردا"

دکتر ماریا رایان:

"زن سیتزی در هیچ جا آن چنان که در ایران سیستماتیک و نهادینه شده است، وجود ندارد. من از هنگام آشنایی خودم با مجاهدین، تلاش کردم مبارزه شما را فهم کنم. اما این روزها که شما را در اشرف ۳ از نزدیک دیدم، فهمیدم که قدرت شما از کجا ناشی می شود. شما امید دارید. سازماندهی دارید ومنضبط هستید. شما به آینده خوش بین هستید.
یکی از زنان مجاهد به من گفت، هنگام موشک باران لیبرتی ما می دانستیم که آینده روشن است و به آن ایمان داشتیم. فکر می کنم این منشاء قدرت شماست. چنین ایمانی به آینده روشن. نمی دانم شما خودتان می دانید یا نه اما شما بخشی از تاریخ زنده جهان هستید. تاریخی که از شما یا خانم رجوی همان گونه یاد خواهد کرد که از گاندی، کنفسیوس و افلاطون یاد کرده است".

براستی مجاهدین بیش از هر کس دیگر سزاوار پیروزی اند.
به امید ایران آزاد فردا