سون اریک لیدمن Sven-Erik Lideman مورخ و فیلسوف معاصر سوئد است او کتابهای زیادی در مورد تارخ و فلسفه و همچنین در مورد سازمان های آموزشی نوشته است.

لیدمن بیشتر به عنوان یک فیلسوف منقد به وضعیت موجود شناخته میشود. این مقاله در روز ۱۱ ماه ژوئیه در روزنامه پر تیراژ آفتن بلادت چاپ شده است که ترجمه آن را می خوانید و اما قبل از آن بیشترین چیزی که من را به ترجمه این نوشته ترغیب کرد یادآوری مسئولیت انسانی و فردی خودمان به عنوان شهروند است. البته که در وطن ما شرایط بسیار تفاوت دارد. در روزهای اخیر شاهد موج گسترده دستگیریهای بدون دلیل تعدادی زیادی از هموطنانمان را بوده ایم. از افرادی که به خاطر نسبت فامیلی با مجاهدین دستگیر شده اند تا مادران کسانی که به بهانه های واهی توهین به مقام رهبری و یا توطئه بر علیه نظام و یا جاسوسی دستگیر شده اند و در بدترین شرایط در زندانها به سر می برند. زندانیانی مثل سهیل عربی که مادرش ربوده شد و تا لحظه نوشتن این مطلب سرنوشت او معلوم نیست و سپیده قلیان و چند تن دیگر در اعتصاب غذا به سر می برند. آنان به مسئولیت خود در قبال نظام خونخوار واقف هستند و تنها جان مایه ای را که دارند برای مبارزه با هیولای انحصار طلب ولی فقیه در میان می گذارند. در همین روزها ایادی رژیم با وقاحتی فراسوی مرزهای شناخته شده برای ماندگاری رژیم فعالیت می کنند. اینان به ظاهر در هیئت کارمندهای اتاقهای فکر و یا خبره مسائل خاورمیانه و یا روزنامه نگار به مأموریت ننگین خود مشغول هستند. و این بر ما ایرانیانی است که دل در گرو آزادی مردم خودمان داریم و در کشورهائی بالنسبه زندگی می کنیم. بگذراریم صدای ما، صدای مقاومت مردم ایران در غرب طنین انداز شود.

سون اریک لیدمن
ما حق رأی و اظهار نظر داریم . نه تنها در دوران انتخابات

فیلسوف آلمانی کارل مارکس در قرن هیجده میلادی به این مسئله دست یافت که مشکل سرمایه داری قدرت افزونی است که در آن وجود دارد.
سرمایه داران حریص هستند. آنان میلیادرها دلار درآمد دارند وبا این همه زیاده خواهی آنان را راحت نمی گذارد و دوست دارند که بیشتر داشته باشند. . برنی ساندرز برای بار دوم خود را کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا کرده است. حرص او برای رسیدن به قدرت پایه اصلی این کار است. من می خواهم به این جمله مارکس اعتراض کنم که حرص به جمع آوری سرمایه بیشتر نیست که او را و دیگر سرمایه داران را به این کار وامیدارد، بلکه قدرت است.
حتما که افراد حریص وجود دارند. و این حرص را می توان در جای جای جامعه دید. به طور مثال نمایندگان مجلسی که ادعا می کنند که در خانه مادرشان زندگی می کنند و پول بیشتری را جمع می کنند. با این کار نمی توان آنان را سرمایه دار قلمداد کرد.
به طور مثال آیا جرج سورس یکی از بزرگترین سرمایه داران معاصر حریص است؟ او به همراه چند سرمایه دار بزرگ آمریکائی برای اینکه مالیات بیشتری از سرمایه داران گرفته شود فعالیت می کند. سورس شهرت خود را مدیون این است که به عنوان یک فرد خیر و انسان دوست شناخته می شود. او با بیناد های خیریه باعث شد که اروپای شرقی بعد از سقوط شوروی تا اندازه ای مستقل شود.
این حرص به انباشت سرمایه نیست که سورس را به شهرت رسانده و حتما که نظر تنگی او هم نیست.
اریک هابس باوم مورخ و مارکسیست مشهور نقل می کند که در گفتگوئی که با جرج سورس داشته است، سورس گفته که کارل مارکس درسی را به ما یاد داد که ما نباید فراموش کنیم.
آنچه که سورس منظور داشته، مشخص نیست ولی با اطمینان می توان گفت که منظور او این بوده است که سرمایه/ کاپیتال قدرت می آورد. سرمایه داران نیاز ندارند که حریص باشند. آنان در زندگی شخصی خود می توانند انسانهای مهربانی هم باشند. ولی آنان قدرت دارند. آنان با سرمایه خود می توانند زندگی روزمره ما را زیر و رو کنند و کشورهائی را به نابودی بکشانند. سورس با برنامه وارد بازار ارز چند کشور شد و آنان را به نابودی کشاند.
در طول چهار دهه اخیر شاهد انتقال قدرت از سیاستمداران کشورها به سرمایه داران بوده ایم. این مسئله درست در انطباق با خواسته نئو لیبرالیسم است. ولی طبیعتا این تنها نظریه ای نیست که باعث وعلت اتفاقات چهل سال گذشته باشد.
جهان غرب خود را از بحران دهه های۱۹۷۰ میلادی به یمن پیشرفت علم الکترونیک نجات داد. با کامپیوترهای اپل و پی،سی دست یابی به این تکنیک برای مردم معمولی مقدور شد. به دنبال آن موبیل و رسانه های اجتماعی و مواردی دیگر! شرکت های بزرگی از میکروسافت تا فیسبوک و ازعلی بابا تا آمازون فرزندان این دوران هستند.
با وجود این وسائل دنیای ارتباطات تغییر کرده است و همه چیز با سرعت بیشتری انتشار پیدا می کند و این سرعت انتقال پول و بازار اقتصاد را نیز در بر می گیرد. بازار غول پیکر شده و در مقابل آن معامله با اوراق بها دار به کوتوله ای تبدیل شده است.
و امروز در این نقطه قرار داریم. در جائی که قدرت سیاستمداران در برابر قدرت سرمایه آب رفته است. در یک فضای دمکراتیک همه ما / افراد سیاست هستیم.
چه می توان کرد ؟ همه ما در حقیقت شهروند هستیم و نه تنها مصرف کننده. بنابراین ما در برابر آینده مسئول هستیم . ما حق رأی داریم و نه فقط در دوران انتخابات.
بگذاریم صدای ما شنیده شود در برابر نابرابری های گسترده . در برابر از بین بردن جهانی که در آن زندگی می کنیم. در برابر سیاستهائی که در برابر مشکلات بزرگ کور است و فقط به موارد بیهوده می پردازد.

پانویس: جرج سورس به اصطلاح چپ به همراه چارلز کوخ محافظه کار در آمریکا اتاق فکری را به نام اتاق کوئینسی برای مبارزه با جنگ طلبی تأسیس کرده اند که ترتیا پارسی لابی شناخته شده رژیم ریاست آن را به عهده دارد. این دو سرمایه دار هر کدام مبلغ پانصد هزار دلار برای این کار سرمایه گذاری کرده اند.

https://www.washingtonexaminer.com/news/new-koch-soros-foreign-policy-think-tank-headed-by-iran-deal-advocates

https://bit.ly/۲yaRmWV